علي‌ شريعتي‌

مقدمـه‌

آن‌ زمان‌ كه‌ قدم‌ درون كوره‌ راه‌ تاريخ‌ مي‌نـهيم‌، متنی برای تولد پسرم در روز عاشورا درون اين‌ سيرگاه‌ شاهد قلّه‌اي‌ به‌ بلنداي‌تداوم‌ زمانيم‌، برفراز اين‌ قله‌هاي‌ رفيع‌ مـهر درخشان‌ بوسه‌ زده‌ و از تلالؤ نور آن‌ تاريخ‌تابناك‌ گشته‌. متنی برای تولد پسرم در روز عاشورا ...و نينوا دشتي‌ است‌ به‌ بلنداي‌ اين‌ قله‌ها؛ حماسه‌ سرايان‌ درون اين‌ مقاله‌ چنين‌ نغمـه‌ سرداده‌اند: متنی برای تولد پسرم در روز عاشورا آن‌ زمين‌ كربلا بود و آن‌ زمان‌ عاشورا... متنی برای تولد پسرم در روز عاشورا آفتاب‌ بر مركب‌ زمين‌ زرين‌ نور سوار وتازيانـه‌ به‌ دست‌ گرما بر پشت‌ زمين‌ مي‌نواخت‌، گردة‌ نينوا از ضربت‌ شلاق‌ آفتاب‌ تاول‌ زده‌بود... و فرات‌ چون‌ كف‌ از دهان‌ دشت‌ بيرون‌ جهيده‌ و بر اندام‌ آن‌ جريان‌ يافته‌... دررگ‌هاي‌ اين‌ دشت‌ خون‌ سرخ‌ جوشاني‌ جريان‌ داشت‌ كه‌ از خروش‌ آن‌، شيعه‌ حيات‌ ابدي‌مي‌يافت‌، از شاهرگ‌ نينوا خون‌ حسين‌ مي‌تراويد و در شبكه‌هاي‌ آن‌ خون‌ هابيليان‌ سلالة‌رسول‌ اكرم‌(ص) جوشش‌ داشت‌. و زينب‌ اين‌ خون‌ را پيام‌ آور بود... كربلا بود و حماسه‌اي‌ به‌ استواري‌ كوهساران‌، عاشورا بود و پيامي‌ به‌ لطافت‌ نسيم‌. كربلا با خود حماسه‌ خون‌ و شـهادت‌ داشت‌ كربلا با خود حماسه‌ استقامت‌ داشت‌. و عاشورا اين‌ استقامت‌ را به‌ لطافت‌ عشق‌ آميخته‌ بود و آن‌ هم‌ چه‌ عشقي‌؟ عشقي‌كه‌ از عمق‌ جان‌ 72 انسان‌ عاشق‌ به‌ سوي‌ حق‌ زبانـه‌ مي‌كشيد... و شـهادت‌ را بر آنان‌ گوارامي‌ساخت‌ و اكنون‌ مائيم‌ و كربلا و شمائيد و عاشورا. زينب‌ وار فرياد مظلوميت‌ سردهيد و ظالم‌ را رسواكنيد كه‌ اگر حسين‌ نمي‌توان‌بود... بايد زينب‌ وار پيام‌ آور شد... و خون‌ سرخ‌ حسين‌(ع) را درون تداوم‌ عاشورا، پيام‌ آور بود... اينك‌ پس‌ از مقدمـه‌ به‌ ابعاد زندگي‌ معصوم‌ پنجم‌، امام‌ سوم‌ حضرت‌ ابا عبداللهالحسين‌(ع) مي‌پردازيم‌: نام‌:
حسين‌(ع)

لقب:

‌ سيد الشـهدا(ع)

كُنيه:

ابا عبدالله(ع) پدر و مادر:
امام‌ علي‌(ع) و فاطمـه‌3

زمان‌ و مكان‌ تولد:

سوم‌ شعبان‌ سال‌ چهارم‌ هجرت‌ درون مدينـه‌ منوّره‌

وزمان‌ و مكان‌ شـهادت‌:

عاشوراي‌ سال‌ 61 هجري‌ درون كربلا و در سن‌ 57 سالگي‌

مرقد شريف‌:

كربلاي‌ معلّي‌،

دوران‌ زندگي‌ درون چهار بخش‌:

1 - عصر رسول‌ خدا(ص) (حدود هفت‌ سال‌)؛ 2 - دوران‌ زندگي‌ با پدر (حدود سي‌ سال‌)؛ 3 - زندگي‌ با برادرش‌ امام‌ حسن‌(ع) (حدود ده‌ سال‌)؛ 4 - مدت‌ امامت‌: (ده‌ سال‌) .

امام‌ حسين‌(ع) درون دوران‌ ولادت‌

آغاز هجرت‌، هنوز امام‌ حسين‌(ع) به‌ دنيا نيامده‌ بود. جبرئيل‌ نزد پيامبر(ص) آمد وعرض‌ كرد: «اي‌ محمد! خداوند تو را به‌ نوزادي‌ از فاطمـه‌(س‌) مژده‌ مي‌دهد، كه‌ به‌ دنيا مي‌آيد وامتت‌ بعد از تو او را مي‌كشند». پيامبر(ص) از اين‌ خبر نگران‌ شد... بار ديگر جبرئيل‌ نازل‌ گرديد و همين‌ خبر راداد. باز پيامبر(ص) نگران‌ گشت‌. جبرئيل‌ به‌ آسمان‌ صعود كرد و سپس‌ بازگشت‌ و عرض‌ كرد: «اي‌ محمد! پروردگارت‌ سلام‌ مي‌رساند و مژده‌ مي‌دهد كه‌ مقام‌ امامت‌ و ولايت‌ رادر ذرّية‌ او قرار دادم‌». پيامبر(ص) از نگراني‌ بيرون‌ آمد و گفت‌: «راضي‌ شدم‌». پيامبر(ص) همين‌ مطلب‌ را به‌ فاطمـه‌3 خبر داد. فاطمـه‌3 نگران‌ شد. وقتي‌پيامبر(ص) به‌ فاطمـه‌3 فرمود: «خداوند مقام‌ امامت‌ را درون ذرّية‌ او قرار مي‌دهد». فاطمـه‌3 شاد شد و گفت‌:«خشنود شدم‌».

ولادت‌ امام‌ حسين‌(ع)

امام‌ حسين‌(ع) بنابر پاره‌اي‌ از روايات‌ درون روز پنجم‌ شعبان‌ سال‌ چهارم‌ هجرت‌، درمدينـه‌ ديده‌ به‌ جهان‌ گشود. ولادت‌ آن‌ حضرت‌ را به‌ پيامبر اكرم‌(ص) خبر دادند، آن‌حضرت‌ نوزاد را به‌ دست‌ گرفته‌، درون گوش‌ راستش‌ اذان‌ و در گوش‌ چپش‌ جمله‌هاي‌ اقامـه‌ رابه‌ زبان‌ آورد و نامش‌ را حسين‌ گذاشت‌؛ سپس‌ ي‌ (قوچي‌) را به‌ عنوان‌ عقيقه‌قرباني‌نمود. فاطمـه‌ زهرا3 به‌ دستور رسول‌ خدا(ص) موي‌ سر حسين‌(ع) را تراشيد و به‌ اندازة‌وزن‌ آن‌، نقره‌ به‌ فقير صدقه‌ داد. مطابق‌ بعضي‌ از روايات‌، بعد از نماز ظهر، جبرئيل‌ نزد پيامبر(ص) آمد و مژدة‌ولادت‌ حسين‌(ع) را به‌ پيامبر(ص) خبر داد. فرمود: الله اكبر. و نيز روايت‌ شده‌؛ جبرئيل‌ به‌ پيامبر(ص) تبريك‌ و تسليت‌ گفت‌، تبريك‌ به‌ خاطرولادت‌ حسين‌(ع) و تسليت‌ به‌ خاطر شـهادت‌ جانسوزش‌.

مقام‌ ارجمند حسن‌ و حسين‌8 درون نزد پيامبر(ص)

در مورد فضايل‌ امام‌ حسين‌(ع)، روايات‌ و گفتار بسياري‌ بيان‌ شده‌ كه‌ درون اين‌ مقاله‌به‌ چند روايت‌ اكتفا مي‌نمايم‌: 1 - روزي‌ پيامبر(ص) دست‌ حسن‌ و حسين‌8 را گرفته‌ و فرمود: «كسي‌ كه‌ من‌،اين‌ دو و پدر و مادر اين‌ دو را دوست‌ بدارد؛ درون قيامت‌ كنار من‌ خواهد بود». 2 - پيامبر(ص) فرمود: «در روز قيامت‌، عرش‌ خدا به‌ تمام‌ زينت‌ها آراسته‌ مي‌شود.امام‌حسن‌(ع) بالاي‌ يكي‌ از منبرها و امام‌ حسين‌(ع) بر بالاي‌ منبر ديگر قرار مي‌گيرند.خداوند عرش‌ را با وجود اين‌ دو بزرگوار مي‌آرايد، هم‌چنان‌كه‌ دو گوشواره‌، زن‌ را مي‌آرايد». 3 - روزي‌ پيامبر(ص) به‌ علي‌(ع) فرمود: «سلام‌ُ اللهِ عَلَيْك‌َ يا أبا الرَّيْحانَتَيْن‌ِ، اُوصِيك‌َ بِرَيْحانَتَي‌َّ مِن‌َ الدُّنْيا؛ سلام‌ خدا بر تواي‌پدر دو دسته‌ گل‌ خوشبو، تو را درون دنيا به‌ اين‌ دو دسته‌ گل‌ خوش‌بوي‌ خودم‌]حسن‌وحسين‌8[ سفارش‌ مي‌كنم‌». محبت‌ پيامبر(ص) به‌ ياران‌ امام‌ حسين‌(ع) روزي‌ پيامبر(ص) با جمعي‌ از اصحاب‌ عبور مي‌كردند. درون مسير راه‌ ديدند چند نفركودك‌ با هم‌ بازي‌ مي‌كنند. پيامبر(ص) كنار يكي‌ از آنـها نشسته‌ و به‌ او بسيار محبت‌ كرد وبين‌ دو چشم‌ او را بوسيده‌، سپس‌ از آن‌جا گذشتند. بعضي‌ از حاضران‌ از پيامبر(ص)پرسيدند: «چرا درون ميان‌ آن‌ كودكان‌، به‌ يكي‌ از آنـها همـه‌ محبت‌ كرديد؟!». پيامبر(ص) فرمود: «روزي‌ اين‌ كودك‌ را ديدم‌ با حسين‌(ع)، بازي‌ مي‌كند و خاك‌ زيرپاي‌ حسين‌(ع) را بر مي‌دارد و به‌ صورتش‌ مي‌مالد؛ از اين‌ رو كه‌ او پسرم‌ حسين‌ را دوست‌مي‌دارد، من‌ نيز او را دوست‌ دارم‌ و جبرئيل‌ به‌ من‌ خبر داد كه‌ اين‌ كودك‌، از ياران‌ امام‌حسين‌(ع) درون حادثه‌ كربلا خواهد شد».

حسين‌(ع) درون عصر خلافت‌ پدرش‌، علي‌(ع)

پس‌ از كشته‌ شدن‌ عثمان‌؛ مسلمانان‌ درون مدينـه‌، با حضرت‌ علي‌(ع) بيعت‌ كردند وآن‌ حضرت‌ زمام‌ امور خلافت‌ را به‌ دست‌ گرفت‌. آن‌ حضرت‌ درون سراسر اين‌ عصر، با حوادث‌ تلخ‌ روبه‌ رو شد. از جمله‌ سه‌ جنگ‌يعني‌: جَمَل‌، صفّين‌ و نـهروان‌، كه‌ هر سه‌ از طرف‌ دشمنان‌ داخلي‌ (ناكثين‌، قاسطين‌ ومارقين‌) دوران‌ خلافت‌ ايشان‌ رخ‌ داد. حسين‌(ع) درون تمام‌ اين‌ حوادث‌، سايه‌ به‌ ساية‌ پدرش‌ علي‌(ع) حركت‌ مي‌كرد.بازويي‌ پرتوان‌ و ياري‌ مـهربان‌ براي‌ پدر بود و در امور سياسي‌، اجتماعي‌، اقتصادي‌،قضايي‌ و نظامي‌ درون صف‌ اول‌ ياران‌ علي‌(ع) قرار داشت‌ و شب‌ و روز براي‌ رفع‌ مشكلات‌گوناگون‌ مردم‌، درون خدمت‌ پدر، مي‌كوشيد. امام‌ حسين‌(ع) درون جنگ‌ جمل‌، صفّين‌ و نـهروان‌ از رزمندگان‌ پيش‌تاز و قهرمان‌سپاه‌ پدرش‌ حضرت‌ علي‌(ع) بود. او و برادرش‌ حسن‌(ع) همچون‌ دو بازوي‌ پرتوان‌ براي‌پدر بودند و چون‌ سربازي‌ جان‌ بر كف‌، از حريم‌ پدر دفاع‌ مي‌كردند. امير مؤمنان‌ علي‌(ع) مراقب‌ بود كه‌ به‌ آنـها صدمـه‌اي‌ نرسد و هميشـه‌ مي‌فرمود:«براي‌ حفظ‌ نسل‌ رسول‌ خدا(ص)، مراقب‌ آنـها باشيد». ابن‌ ابي‌ الحديد دانشمند معروف‌ اهل‌ تسنّن‌ مي‌نويسد: درون جنگ‌هاي‌ بزرگ‌ و همچون‌ جنگ‌ جمل‌، حسن‌ و حسين‌8 هميشـه‌ همراه‌علي‌(ع) بودند و در ركابش‌ هماهنگ‌ با هم‌ حمله‌ مي‌كردند... حسن‌ و حسين‌8 گاهي‌ به‌ پدر عرض‌ مي‌كردند كه‌ مانگران‌ جان‌ تو هستيم‌،شما حمله‌ نكن‌، نحن‌ُ نَكفِيك‌َ، ما تو را كفايت‌ مي‌كنيم‌ و به‌ جاي‌ تو به‌ دشمن‌ حمله‌ كرده‌،آنـها را باز مي‌داريم‌». حضرت‌ علي‌(ع) پسرش‌ محمد حنفيه‌ را براي‌ حمله‌هاي‌ شديد به‌ دشمن‌تحريك‌ مي‌كرد. شخصي‌ از آن‌ حضرت‌ پرسيد: چرا محمد حنفيه‌ را آن‌ گونـه‌ به‌ميدان‌هاي‌ خطرناك‌ جنگ‌ مي‌فرستي‌، ولي‌ درون مورد حسن‌ و حسين‌8 مراقب‌ حفظ‌ آنـهاهستي‌؟! حضرت‌ علي‌(ع) درون پاسخ‌ فرمود: «لانَّهُما عَيْناي‌َ، وَمُحَمّدٌ يَداي‌َ، وَأنا أدْفَع‌ُ عَن‌ْ عَيْنِي‌ بِيَدي‌؛ زيرا حسن‌ و حسين‌8دو چشم‌ من‌ هستند؛ ولي‌ محمد حنفيه‌ دو دست‌ من‌، و من‌ به‌ وسيلة‌ دستم‌ از چشمم‌ دفاع‌مي‌نمايم‌». بر همين‌ اساس‌، علي‌(ع) درون جنگ‌ جمل‌، پرچم‌ خود به‌ نام‌ عقاب‌ را به‌ پسرش‌محمد حنفيه‌ داد و در اين‌ هنگام‌ به‌ حسن‌ و حسين‌8 خطاب‌ فرمود: «اِنّما دَفَعت‌ُ الرّاية‌ الي‌ أخِيكُما وتَرَكْتُكُما لِمَكانِكُما مِن‌ رَسُول‌ِ الله(ص)؛ همانا پرچم‌را به‌ دست‌ برادرتان‌ ]محمد حنفيه‌[ دادم‌ و به‌ شما ندادم‌؛ از اين‌ رو كه‌ شما داراي‌ مقام‌ارجمندي‌ درون نزد رسول‌ خدا(ص) هستيد ]مبادا آسيب‌ ببينيد[».

مقام‌ و عظمت‌ امام‌ حسين‌(ع)

حضرت‌ علي‌(ع) درون كوفه‌ حكومت‌ مي‌كرد. يك‌ سال‌ بر اثر خشك‌سالي‌، قحطي‌شد. مردم‌ به‌ محضر علي‌(ع) آمده‌ و از او خواستند از درگاه‌ خدا براي‌ آن‌ها طلب‌ باران‌ كند.علي‌(ع) به‌ حسين‌(ع) فرمود: برخيز و از درگاه‌ خدا طلب‌ باران‌ كن‌». حسين‌(ع) برخاست‌ و پس‌ از حمد و ثنا و صلوات‌ بر پيامبر(ص) عرض‌ كرد: «اي‌خداوندي‌ كه‌ عطا بخش‌ نيكي‌ها و فرو فرستندة‌ بركت‌ها هستي‌! باران‌ رحمتت‌ را پياپي‌ برما بباران‌ و آب‌ بارانت‌ را به‌ طور فراوان‌ و شديد و پربار بر همـه‌ جا بفرست‌ که تا بندگان‌ضعيفت‌ از آن‌ بهره‌مند شوند و زمين‌هاي‌ مرده‌، زنده‌ و سرسبز گردند. آمين‌ اي‌ پروردگارجهانيان‌!». وقتي‌ كه‌ دعاي‌ حسين‌(ع) به‌ پايان‌ رسيد، همان‌ دم‌، باران‌ فراواني‌ باريدن‌ گرفت‌؛به‌ طوري‌ كه‌ يكي‌ از باديه‌ نشينان‌ به‌ محضر علي‌(ع) آمد و گفت‌: «ديدم‌ آب‌ باران‌ درون ميان‌گودال‌ها و نـهرها موج‌ مي‌زد».

نـهضت‌ عاشورا

مـهم‌ترين‌ حادثه‌اي‌ كه‌ درون زندگي‌ سراسر با شكوه‌ امام‌ حسين‌(ع) رخ‌ داد، جانبازي‌،فداكاري‌، ايثار و شـهادت‌ او و فرزندان‌ و يارانش‌ درون دشت‌ كربلا و در روز عاشوراي‌ محرم‌سال‌ 61 هجري‌ بود، كه‌ درون تاريخ‌ اسلام‌ از برجستگي‌ و عظمت‌ مخصوصي‌ برخوردار است‌و همة‌ حوادث‌ ديگر را تحت‌ الشعاع‌ قرارداده‌ و همواره‌ درون فراز و نشيب‌ تاريخ‌، جاويد وپايدار است‌ و روز به‌ روز بر شكوه‌ آن‌ مي‌افزايد. درون بررسي‌ و تجزيه‌ تحليل‌ نـهضت‌ هميشـه‌ جاويد حسين‌ بن‌ علي‌8 درعاشوراي‌ خونين‌ كربلا، از قديم‌، كتاب‌ها نوشته‌ شده‌ و بحث‌هاي‌ دامنـه‌ داري‌ به‌ عمل‌ آمده‌است‌. درون اين‌ مقاله‌ به‌ طور كوتاه‌ به‌ بررسي‌ چند موضوع‌ زير مي‌پردازم‌: 1 - تاريخچة‌ آغاز نـهضت‌ امام‌ حسين‌(ع)؛ 2 - سه‌ عامل‌ مـهم‌ّ نـهضت‌ امام‌ حسين‌(ع)؛ 3 - نگاهي‌ بر نتايج‌ و آثار نـهضت‌ امام‌ حسين‌(ع).

تاريخچة‌ آغاز نـهضت‌ امام‌ حسين‌(ع)

معاويه‌ پسر ابو سفيان‌ درون زمان‌ خلافت‌ عثمان‌، از استاندارهاي‌ او درون شام‌ و نواحي‌آن‌جا بود و چون‌ حاكمي‌ قلدر و خودسر حكومت‌ مي‌كرد و پس‌ از مرگ‌ عثمان‌ كه‌ درون سال‌36 هجري‌ رخ‌ داد، مردم‌ از هر سو به‌ طرف‌ امير مؤمنان‌ علي‌(ع) آمدند و با او به‌ عنوان‌خلافت‌، بيعت‌ كردند، ولي‌ دين‌ به‌ دنيا فروشان‌ درون حكومت‌ علي‌(ع) جنگ‌ها برافروختند.نخست‌ «ناكثين‌» (بيعت‌ شكنان‌) جنگ‌ جَمَل‌ را درون بصره‌ پديد آوردند، سپس‌ معاويه‌ وطرفدارانش‌ جنگ‌ صفّين‌ را كه‌ هيجده‌ ماه‌ طول‌ كشيد، به‌ وجود آوردند و سپس‌ خوارج‌كوردل‌ «جنگ‌ نـهروان‌»را پيش‌ آوردند. سرانجام‌ علي‌(ع) پس‌ از چهار سال‌ و نـه‌ ماه‌ و چندروز خلافت‌؛ درون 21 رمضان‌ سال‌ 40 هجري‌ به‌ دست‌ يكي‌ از خوارج‌ نـهرواني‌ «ابن‌ ملجم‌ملعون‌» درون محراب‌ عبادت‌ ضربه‌ خورد و همان‌ موجب‌ شـهادتش‌ گرديد. معاويه‌ با قدرت‌ بيشتري‌ به‌ ميدان‌ آمد و با نيرنگ‌هاي‌ گوناگون‌ و تهديدها وتطميع‌ها، موجب‌ شد كه‌ امام‌ حسن‌(ع) صلح‌ پيشنـهادي‌ معاويه‌ را ـ كه‌ يك‌ آتش‌ بس‌موقت‌ بود ـ بپذيرد. معاويه‌ درون حدود چهل‌ سال‌ درون شام‌، و حدود بيست‌ سال‌ درون سراسر جهان‌ اسلام‌خلافت‌ كرد و سرانجام‌ درون نيمة‌ رجب‌ سال‌ 60 هجري‌ از دنيا رفت‌. معاويه‌ فرزند ابو سفيان‌ و هند جگرخوار، درون اين‌ مدت‌ جنايت‌هاي‌ بي‌شماري‌انجام‌ داد و به‌ نام‌ اسلام‌ بزرگ‌ترين‌ ضربه‌ها را بر پيكر اسلام‌ وارد آورد.

در صلح‌ نامـه‌اي‌ كه‌ با امام‌ حسن‌(ع) امضا كرده‌ بود، پنج‌ شرط‌ وجود داشت‌:

1 - معاويه‌ طبق‌ قرآن‌ و سنت‌ و روش‌ خلفاي‌ شايسته‌ رفتار كند؛ 2 - حسن‌ و حسين‌8 آزاد باشند؛ 3 - مردم‌ به‌ خصوص‌ شيعيان‌ و دوستان‌ علي‌ و آل‌ علي‌(ع) آزاد باشند و آزار واذيّت‌ نشوند؛ 4 - سب‌ّ و بدگويي‌ به‌ علي‌(ع) برداشته‌ شود؛ 5 - و معاويه‌ براي‌ خود خليفه‌ و جانشين‌ تعيين‌ ننمايد. اما وقتي‌ معاويه‌ برگردة‌ مردم‌ سوار شد، چنين‌ گفت‌: «شَرَطْت‌ُ لِلْحَسَن‌ِ شُرُوطاً وَكُلّها تَحْت‌َ رِجْلِي‌؛ به‌ شرايطي‌ كه‌ با حسن‌(ع) تعهدكردم‌، همة‌ آنـها زير پايم‌ است‌». يكي‌ از كارهاي‌ زشت‌ او اين‌ بود كه‌ درون زمانش‌، از مردم‌ براي‌ يزيد بيعت‌ گرفت‌ وبراي‌ اولين‌ بار بدعت‌ «ولي‌عهدي‌» را به‌ داخل‌ اسلام‌ آورد و براي‌ اين‌ كار به‌ حجازمسافرت‌ كرد و مخالفان‌ را سخت‌ تهديد نمود و با انواع‌ نيرنگ‌ها، ولي‌عهدي‌ يزيد را درظاهر تثبيت‌ نمود. حتي‌ بعضي‌ها مي‌نويسند: يكي‌ از مخالفان‌، عائشـه‌ بود. معاويه‌ با نقشة‌ شيطاني‌عجيبي‌ اواخر شب‌، عائشـه‌ را به‌ چاه‌ انداخته‌، او را كشت‌. ولي‌ وانمودكرد كه‌ او خودش‌ به‌ چاه‌افتاده‌ است‌. به‌ قول‌ حكيم‌ سنايي‌ شاعر معروف‌ اهل‌ سنت‌: عاقبت‌ هم‌ به‌دست‌ آن‌ ياغي‌شد شـهيد و به‌كشتش‌ آن‌ طاغي‌ آن‌كه‌ با جفت‌ مصطفي‌ زين‌ سان‌بد كند مرو را تومرد مخوان‌ افرادي‌ مانند امام‌ حسين‌(ع) شديداً با پيشنـهاد ولايت‌عهدي‌ يزيد مخالفت‌كردند. و نيز عبدالله بن‌ عمرو عبدالله بن‌ زبير و عبدالرحمن‌ بن‌ ابو بكر جزء مخالفان‌ بودند.

پيام‌ عاشورا درون كلام‌ امام‌ حسين‌(ع)

«من‌ مي‌خواهم‌ امر به‌ معروف‌ و نـهي‌ از منكر و بر سنت‌ جدم‌(ص) و پدرم‌ علي‌ بن‌ابي‌ طالب‌(ع) قدم‌ بردارم‌. همانا سنت‌ پيامبر مرده‌ و بدعت‌ زنده‌ شده‌ است‌، پس‌ اگر گوش‌به‌ سخنم‌ باشيد، راه‌ هدايت‌ را به‌ شما مي‌نمايانم‌. نـه‌، به‌ خدا قسم‌! هرگز دست‌ ذلت‌ وخواري‌ بدستشان‌ نمي‌دهم‌ و مانند بردگان‌ فرار نمي‌كنم‌. يزيد مردي‌ ‌خوار و قاتل‌انسان‌هاي‌ بي‌گناه‌ و متجاهر به‌ فسق‌ و تباهي‌ است‌ و شخصي‌ مانند من‌ هرگز با شخصي‌مانند او بيعت‌ نمي‌كند. واي‌ به‌ حال‌ اسلام‌ اگر امت‌ گرفتار فرمانروايي‌ همچون‌ يزيد باشد.بارالها، من‌ كار خير و معروف‌ را دوست‌ دارم‌ و از بدي‌ و كار و شر بيزارم‌. از تو مي‌خواهم‌براي‌ من‌ آن‌ را برگزيني‌ كه‌ مورد رضايت‌ تو و رسولت‌ باشد. اگر درون دنيا هيچ‌ جا و مكان‌امني‌ نباشد، من‌ هرگز با يزيد بن‌ معاويه‌ بيعت‌ نمي‌كنم‌. رضاي‌ خدا درون خشنودي‌ و رضايت‌ما اهل‌ بيت‌ است‌. و ما بر بلايش‌ صبر مي‌كنيم‌ و پاداش‌ صابران‌ به‌ نحو كامل‌ به‌ مامي‌دهد. به‌ خدا قسم‌! هرگز پستي‌ و ذلت‌ را براي‌ خويشتن‌ نمي‌پذيرم‌. هر كه‌ مايل‌ است‌ خونش‌ را درون راه‌ ما بريزد و خود را براي‌ ديدار خدا آماده‌ كرده‌است‌، پس‌ با ما درون اين‌ سفر همراه‌ گردد. اي‌ اصحابم‌! مرگ‌ نيست‌ جز پلي‌ كه‌ شما را از بدبختي‌ و گرفتاري‌ برهاند و به‌بهشت‌هاي‌ گسترده‌ و نعمت‌هاي‌ جاويدان‌ برساند. اي‌ اصحاب‌ گرامي‌ام‌! اين‌ بهشت‌ است‌ كه‌ درون درهايش‌ بر روي‌ شما گشوده‌ شد ورودهايش‌ به‌ هم‌ پيوسته‌ و ميوه‌ هايش‌ رسيده‌ است‌. پس‌ از دين‌ خدا و دين‌ رسولش‌حمايت‌ كنيد. من‌ نـه‌ از روي‌ تكبر و نـه‌ براي‌ خوش‌ گذراني‌ قيام‌ كردم‌ و من‌ نـه‌ مفسدم‌ و نـه‌ستمگر، بلكه‌ فقط‌ به‌ خاطر خيرخواهي‌ درون امت‌ِ جدّم‌، قيام‌ كردم‌. ما اهل‌ بيت‌ محمد(ص) سزاوارتر به‌ ولايت‌ اين‌ امر هستيم‌، از اين‌ ادعا كنندگان‌امري‌ كه‌ درون خور آنان‌ نيست‌. اي‌ مردم‌! همانا دنيا پشت‌ كرده‌ و رو به‌ نـهايت‌ گذارده‌ و همانا آخرت‌ با خوشي‌ وخرمي‌ فرا رسيده‌ است‌. آيا نمي‌بينيد كه‌ حق‌ كنار گذارده‌ شده‌ و از باطل‌ نـهي‌ نمي‌شود، جا دارد كه‌ مؤمن‌ به‌لقاي‌ پروردگارش‌ مشتاق‌ گردد. مردم‌ بردگان‌ دنيايند و دين‌ جز بازيچه‌اي‌ بر زبانشان‌ نيست‌... پس‌ هرگاه‌ باحوادث‌ آزمايش‌ شدند، دين‌داران‌ بسيار اندك‌ خواهند بود. من‌ مرگ‌ را ]در راه‌ حق‌[ جز سعادت‌ و زندگي‌ درون پرتو ظالمان‌ را جز بدبختي‌نمي‌بينم‌. به‌ خدا قسم‌! پس‌ از اين‌، زمان‌ اندكي‌ به‌ اندازة‌ زمان‌ سوار شدن‌ بر اسب‌ نخواهيدماند، که تا اين‌كه‌ آسياب‌ به‌ گردش‌ درآيد و شما را درون تنگناي‌ محور خويش‌ خردكند. مرگ‌ مانند گردن‌ بند درون گردن‌ ان‌، بني‌ آدم‌ را فرا گرفته‌ است‌. و اشتياق‌ من‌ به‌ديدار نياكانم‌، مانند اشتياق‌ يعقوب‌ به‌ يوسف‌ است‌ ]آمادة‌ مرگ‌ درون راه‌ خدايم‌[. همانا زنا زاده‌ فرزند زنازاده‌، ما را مخير كرده‌ است‌ بين‌ دو امر: يا شمشير بكشيم‌ ويا ذلت‌ را برگزينيم‌ و هيهات‌! كه‌ ما ذلت‌ را براي‌ خود برگزينيم‌. اي‌ اصحابم‌! خداي‌ تعالي‌ درون اين‌ روز ]عاشورا[ اجازه‌ داده‌ است‌ كه‌ من‌ و شماهاكشته‌ شويم‌. پس‌ بر شما باد! به‌ صبر كردن‌ و با دشمنان‌ كارزار نمودن‌. امام‌ نيست‌ جز آن‌ كس‌ كه‌ به‌ كتاب‌ خدا حكم‌ كند و به‌ عدالت‌ به‌ پاخيزد و به‌ دين‌حق‌ متدين‌ باشد و خود را درون آنچه‌ مربوط‌ به‌ خدا است‌، نگه‌داري‌ كند. گر شما را به‌ جهان‌ ديني‌ و آييني‌ نيست‌لا اقل‌ مردم‌ آزاده‌ به‌ دنيا باشيد»

پيام‌ عاشورا از كلام‌ امام‌ خميني‌؛

«ما هر چه‌ داريم‌ از محرم‌ است‌. زنده‌ نگه‌داشتن‌ عاشورا، يك‌ مسئلة‌ بسيار مـهم‌ سياسي‌ عبادي‌است‌. عاشورا را زنده‌ نگه‌داريد كه‌ با نگه‌ داشتن‌ عاشورا، كشور شما آسيب‌ نخواهد ديد. اگر سيد الشـهدا(ع) نبود، اين‌ نـهضت‌ هم‌ پيش‌ نمي‌رفت‌. سيد الشـهدا(ع) همـه‌ جاهست‌: «كل‌ ارض‌ كربلا»؛ همـه‌ جا محضر سيد الشـهدا(ع) است‌». اگر بخواهيد نـهضت‌ شما محفوظ‌ بماند، بايد اين‌ سنت‌ها را حفظ‌ كنيد. روضة‌ سيد الشـهدا، براي‌ حفظ‌ مكتب‌ سيد الشـهدا(ع) است‌، آن‌ كساني‌ كه‌مي‌گويند روضة‌ سيد الشـهدا(ع) را نخوانيد، اصلاً نمي‌فهمند مكتب‌ سيد الشـهدا(ع) چه‌بوده‌ و نمي‌دانند يعني‌ چه‌، نمي‌دانند اين‌ گريه‌ها و اين‌ روضه‌ها حفظ‌ كرد، مكتب‌ را. كربلا كاخ‌ ستمگران‌ را با خون‌ درون هم‌ كوبيد و كربلاي‌ ما، كاخ‌ سلطنت‌ شيطاني‌ رافرو ريخت‌.» پيام‌ عاشورا از كلام‌ مقام‌ معظم‌ رهبري‌(دام‌ ظله‌ العالي‌) به‌ نظر من‌ امروز اين‌ پيام‌ عاشورا، از ديگر درس‌ ها و پيام‌هاي‌ عاشورا براي‌ مافوري‌تر است‌. ما بايد بفهميم‌ چه‌ بلايي‌ بر سر آن‌ جامعه‌ آمده‌ كه‌ سر حسين‌ بن‌ علي‌(ع)نوة‌ رسول‌ گرامي‌ اسلام‌ و فرزند خليفة‌ بر حق‌ مسلمين‌ علي‌ بن‌ ابي‌طالب‌(ع) درون همان‌شـهري‌ كه‌ پدر او بر مسند خلافت‌ مي‌نشسته‌ است‌، گردانده‌ شد و آب‌ از آب‌ هم‌ تكان‌نخورد. بايد ببينيم‌، چگونـه‌ از همان‌ شـهر افرادي‌ آمدند به‌ كربلا و او و اصحابش‌ را با لب‌تشنـه‌ به‌ شـهادت‌ رساندند و حرم‌ امير المؤمنين‌(ع) را به‌ اسارت‌ گرفتند. حرف‌ درون اين‌ زمينـه‌زياد است‌. من‌ درون پاسخ‌ به‌ اين‌ سؤال‌، يك‌ آيه‌ از قرآن‌ را مطرح‌ مي‌كنم‌. قرآن‌ جواب‌ ما راداده‌ است‌. قرآن‌ درد و بيماري‌ را به‌ مسلمين‌ معرفي‌ مي‌كند. آن‌ آيه‌ اين‌ است‌ كه‌مي‌فرمايد: «فَخَلَف‌ مِن‌ْ بَعْدِهِم‌ خَلَف‌ٌ أضاعُوا الصّلوة‌ واتّبعوا الشَّهَوات‌ فَسَوف‌َ يَلقون‌ غَيّاً». دو عامل‌، عوامل‌ اصلي‌ اين‌ گمراهي‌ و انحراف‌ عمومي‌ است‌: يكي‌ دور شدن‌ از ذكرخدا كه‌ مظهر آن‌ صلوة‌ و نماز است‌؛ يعني‌ فراموش‌ كردن‌ خدا و معنويت‌ و جدا كردن‌حساب‌ معنويت‌ از زندگي‌ و فراموش‌ كردن‌ توجه‌ و ذكر و دعا و توسل‌ و طلب‌ توفيق‌ ازخداي‌ متعال‌ و توكل‌ بر خدا، و كنار گذاشتن‌ محاسبات‌ خدايي‌ از زندگي‌، و عامل‌ دوم‌«اتبعوا الشـهوات‌» است‌، يعني‌ دنبال‌ ‌راني‌ها و هوسها و در يك‌ جمله‌ دنياطلبي‌رفتن‌ و به‌ فكر جمع‌ آوري‌ ثروت‌ و مال‌ بودن‌ و التذاذ و به‌ دام‌ ‌ دنيا افتادن‌ و اصل‌دانستن‌ اينـها و فراموشي‌ آرمان‌ها. اين‌ درد اساسي‌ و بزرگ‌ است‌ و ما هم‌ ممكن‌ است‌ به‌ اين‌ درد دچار بشويم‌. عاشورا غير از درس‌، يك‌ صحنة‌ عبرت‌ است‌. عاشورا از اين‌ جهت‌، كمال‌ اهميت‌ را دارد كه‌ فداكاري‌ و از خودگذشتگي‌ كه‌ درون اين‌قضيه‌ انجام‌ گرفت‌، يك‌ فداكاري‌ و از خودگذشتگي‌ استثنايي‌ بود.

امام‌ حسين‌(ع) و نماز

در روايت‌ آمده‌ است‌: هنگامي‌ ظهر فرا رسيد (دو سپاه‌ آماده‌ شدند كه‌ به‌ امامت‌ امام‌ حسين‌(ع) نمازجماعت‌ بخوانند). امام‌ حسين‌(ع) به‌ فرزندش‌ امام‌ سجاد و يا حضرت‌ علي‌اكبر8فرمود: اذان‌ و اقامـه‌ بگو. وي‌ اذان‌ و اقامـه‌ گفت‌ و سپس‌ نماز خواندند. درون ظهر روز عاشورا، هنگامي‌ كه‌ «ابو ثمامـه‌ صيداوي‌» وقت‌ نماز را به‌ ياد امام‌حسين‌(ع) آورد، امام‌ درون حق‌ او دعا كرد و فرمود: نماز را به‌ يادم‌ آوردي‌، خدا تو را اازگزاران‌ يادآور قراردهد.

در عصر تاسوعا، حسين‌(ع) به‌ برادرش‌ عباس‌(ع) فرمود:

«اگر بتواني‌ كه‌ لشگر دشمن‌ را برگرداني‌ و امروز جنگ‌ نشود، چنين‌ كن‌ که تا مگرامشب‌ براي‌ پروردگارمان‌ نماز بخوانيم‌؛ زيرا او مي‌داند كه‌ من‌ نماز و تلاوت‌ قرآن‌ را دوست‌دارم‌.»

سفارش‌ امام‌ حسين‌(ع) به‌ نماز شب‌

امام‌ حسين‌(ع) هنگام‌ وداع‌ درون روز عاشورا به‌ زينب‌ كبري‌3 فرمود: «اي‌ زينب‌،م‌! درون نماز شب‌ مرا فراموش‌ مكن‌.»

نماز روز عاشورا

بسياري‌ از ياران‌ با وفاي‌ شـهيد كربلا، امام‌ حسين‌(ع)، به‌ خاك‌ و خون‌ غلتيده‌ و به‌شرف‌ شـهادت‌ نائل‌ آمده‌ بودند. «ابو ثمامـه‌ صيداوي‌» - يكي‌ از فداكاران‌ و ياوران‌امام‌حسين‌(ع) - متوجه‌ شد كه‌ وقت‌ نماز ظهر فرا رسيده‌ است‌. بي‌درنگ‌ به‌ حضور امام‌حسين‌(ع) شتافت‌ و گفت‌: «يا ابا عبدالله! جانم‌ فدايت‌ باد، مي‌بينم‌ كه‌ اين‌ دشمنان‌ بي‌دين‌، دست‌ به‌ نبردي‌سخت‌ زده‌اند، اما به‌ خدا سوگند! من‌ نمي‌گذارم‌ تو كشته‌ شوي‌، مگر اين‌كه‌ پيش‌ از تو به‌خون‌ درغلتم‌. اينك‌ دوست‌ دارم‌، كه‌ اين‌ آخرين‌ نماز ظهر را با شما به‌ جاي‌ آورم‌». امام‌ حسين‌(ع) سر بر آسمان‌ بلند كرد و چون‌ ديد هنگام‌ نماز فرا رسيده‌، فرمود: «اي‌ ابو ثمامـه‌! از نماز ياد كردي‌، خداوند تو را درون صف‌ نمازگزاران‌ قرار دهد. سپس‌فرمود: از اين‌ گروه‌ بخواه‌ که تا دست‌ از جنگ‌ بردارند، زيرا ما مي‌خواهيم‌ اقامة‌ نماز كنيم‌». دراين‌ هنگام‌ يكي‌ از سربازان‌ سپاه‌ يزيد، با صداي‌ بلند و گستاخانـه‌ و بي‌شرمانـه‌ فرياد برآورد:«نماز شما مقبول‌ درگاه‌ خداوند نيست‌!». «زهير بن‌ قين‌» و «سعيد بن‌ عبدالله» كه‌ چنين‌ ديدند، پيش‌ روي‌ حضرت‌ايستادند، که تا امام‌ بتواند نماز ظهر را به‌ جا آورد. آن‌ دو بزرگوار وجود خود را سپر تيرها ونيزه‌ها ساختند و امام‌ حسين‌(ع) درون آن‌ هنگامة‌ خون‌ و شمشير، با تعداد اندكي‌ كه‌ از ياران‌بي‌نظيرش‌ باقي‌ مانده‌ بود، به‌ اقامة‌ نماز خوف‌ پرداخت‌.

مناجات‌ امام‌ حسين‌(ع) درون شب‌ عاشورا

در شب‌ عاشورا، ياران‌ فداكار امام‌ حسين‌(ع) هر كدام‌ با يك‌ زباني‌ وفاداري‌ خود رااعلام‌ كردند. يكي‌ از ياران‌، محمد بن‌ بشر حضرمي‌ بود. تازه‌ به‌ او خبر رسيده‌ بود كه‌پسرت‌ درون مرز به‌ دست‌ كافران‌ اسير شده‌ است‌. محمد گفت‌: «خودم‌ و پسرم‌ را درون راه‌ خدا به‌حساب‌ مي‌آورم‌، من‌ دوست‌ ندارم‌ كه‌ پسرم‌ درون تنگنا باشد و من‌ بعد از او باقي‌ بمانم‌». امام‌ حسين‌(ع) سخن‌ او را شنيد به‌ او فرمود: «خدا تو را رحمت‌ كند بيعتم‌ را از توبرداشتم‌ تو آزاد هستي‌ برو درون مورد آزاد سازي‌ پسرت‌ تلاش‌ كن‌». محمد گفت‌: «درندگان‌ مرا بدرند و زنده‌ بخورند، اگر بخواهم‌ از تو جدا گردم‌». امام‌حسين‌(ع) پنج‌ لباس‌ يماني‌ كه‌ قيمت‌ آنـها هزار دينار بود به‌ او داد و فرمود: اينـها را به‌ پسر ديگر خود بده‌، که تا او به‌ عنوان‌ فديه‌ آنـها را ببرد و به‌ كفّار بدهد وبرادرش‌ را از اسارت‌ آزاد سازد. درون شب‌ عاشورا حسين‌ و يارانش‌ به‌ راز و نياز و مناجات‌ با خداوند پرداختند. بعضي‌در ركوع‌ و برخي‌ درون سجده‌ و عده‌اي‌ ايستاده‌ و نشسته‌ بودند و زمزمـه‌اي‌ مانند صداي‌ زنبورداشتند، 32 نفر از سپاه‌ دشمن‌ وقتي‌ كه‌ اين‌ حالت‌ را از آنـها ديدند تحت‌ تأثير قرار گرفته‌ وبه‌ آنـها پيوستند.

اسرار عاشورا

عبدالله بن‌ فضيل‌ از امام‌ صادق‌(ع) مي‌پرسد: اي‌ فرزند رسول‌ خدا! چگونـه‌ است‌كه‌ روز عاشورا بزرگ‌ترين‌ روز مصيبت‌ و حزن‌ و اندوه‌ و گريه‌ است‌ و حتي‌ از روز وفات‌پيامبر و حضرت‌ زهرا و امير المؤمنين‌ و امام‌ مجتبي‌: نيز مصيبتش‌ افزون‌تر است‌فرمود: روز حسين‌ بالاترين‌ مصيبت‌ را بر تمام‌ روزهاي‌ سال‌ دارد، زيرا پنج‌ تن‌ اهل‌ كساگرامي‌ترين‌ انسان‌ها نزد خدا بودند، روزي‌ كه‌ پيامبر از دنيا رفت‌، وجود امير المؤمنين‌(ع) وفاطمة‌ زهرا و حسنين‌(ع) براي‌ مردم‌ ماية‌ عزا و تسلاّي‌ خاطر بود، پس‌ روزي‌ كه‌فاطمـه‌3 از دينا رفت‌ وجود آن‌ سه‌ بزرگوار براي‌ مردم‌ تسليّت‌ بود و روزي‌ كه‌ اميرالمؤمنين‌(ع) از دنيا رفت‌ وجود حسنين‌ ماية‌ تسلاّي‌ خاطره‌ها بود و روزي‌ كه‌ مجتبي‌ ازدنيا رفت‌، وجود حسين‌(ع) ماية‌ عزا و تسليّت‌ بود، ولي‌ هنگامي‌ كه‌ حسين‌(ع) به‌ شـهادت‌رسيد، هيچ‌ يك‌ از اهل‌ كسا باقي‌ نمانده‌ بود كه‌ براي‌ مردم‌ ماية‌ تسلي‌ خاطرها باشد، لذا ازدنيا رفتن‌ حسين‌(ع) مانند از دنيا رفتن‌ اهل‌ كسا بود چنانچه‌ وجودش‌ مانند وجودهمـه‌شان‌ بود.

فرارسيدن‌ محرم‌

امام‌ باقر(ع) فرمود: هنگامي‌ كه‌ ماه‌ محرم‌ مي‌رسيد، پدرم‌ـ سلام‌ الله عليه‌ـ هرگزخندان‌ ديده‌ نمي‌شد و اندوه‌ بر او مستولي‌ مي‌گشت‌ که تا ده‌ روز مي‌گذشت‌، پس‌ وقتي‌ روزعاشورا مي‌رسيد، آن‌ روز، مصيبت‌ و گريه‌ و غم‌ و حزنش‌ بود.

عاشورا، روز غم‌

اما رضا(ع) فرمود: هر كس‌ كه‌ عاشورا، روز مصيبت‌ و اندوه‌ و گريه‌اش‌ باشد؛خداوند، روز قيامت‌ را براي‌ او روز شادي‌ و سرور قرار مي‌دهد. اسرار روز عاشورا
موسي‌ كليم‌(ع) درون كوه‌ طور درون مناجات‌ خود درون پيشگاه‌ خداوند متعال‌ عرضه‌داشت‌: «خدايا! چرا امت‌ پيامبر خاتم‌ را بر ساير امت‌ها برتري‌ بخشيده‌اي‌. ندا رسيد به‌ دليل‌ِ ده‌ خصلتي‌ كه‌ درون آنـها وجود دارد. موسي‌ كليم‌(ع) گفت‌: خدايا آن‌ ده‌ خصلت‌ كدامند، که تا به‌ بني‌ اسرائيل‌ تذكر بدهم‌ تاآنـها را انجام‌ دهند. ندا رسيد آن‌ ده‌ خصلت‌ عبارتند از: 1 - نماز؛ 2
زكات‌؛ 3
حج‌؛ 4
جهاد؛ 5
نماز جمعه‌؛ 6
نماز جماعت‌(ع)-قرآن‌8
دانش‌9 -

روزه‌؛ 10 -
عاشورا. موسي‌ كليم‌(ع) عرضه‌ داشت‌ عاشورا چيست‌؟ خداوند متعال‌ فرمود: عاشورا همان‌روز گريه‌ كردن‌ و شبيه‌ گريه‌ كنندگان‌ بودن‌ براي‌ نوة‌ محمد(ص) و خواندن‌ مراثي‌ و اقامة‌ماتم‌ بر مصيبت‌ فرزند مصطفي‌ است‌. اي‌ موسي‌! كسي‌ نيست‌ كه‌ درون اين‌ روز اشك‌ بريزد و يا درون شمار عزاداران‌ باشد، مگرآن‌ كه‌ بهشت‌ را براي‌ او منظور مي‌دارم‌ و كسي‌ درون اين‌ روز مالي‌ را درون اين‌ راه‌ خرج‌ نمي‌كند،جز آن‌ كه‌ بركتي‌ درون مال‌ او مقرر مي‌دارم‌ و در برابر هر درهمي‌، هفتاد درهم‌ به‌ او خواهم‌ دادو بهشت‌ را جاي‌ او گردانم‌ و مورد عفو و غفران‌ خويش‌ قرار دهم‌. به‌ عزت‌ و جلال‌ خودم‌سوگند! كه‌ هيچ‌ زني‌ يا مردي‌ نيست‌ كه‌ درون روز عاشورا اشكي‌ خالصانـه‌ بريزد، جز آن‌ كه‌پاداش‌ صد شـهيد را به‌ او عطا خواهم‌ كرد.» امام‌ رضا(ع) فرمود: «به‌ راستي‌ محرم‌ ماهي‌ است‌ كه‌ مردمان‌ عهد جاهليت‌ جنگ‌ و خون‌ ريزي‌ را درآن‌ حرام‌ مي‌شمردند، ليكن‌ خون‌هاي‌ ما را درون اين‌ ماه‌ حلال‌ شمردند، و حرمت‌ ما راشكستند و فرزندان‌ و زنان‌ را به‌ اسارت‌ كشيدند و آتش‌ درون خيمـه‌هاي‌ ما افروختند و آنچه‌در آنـها زاد و توشـه‌ داشتيم‌ به‌ يغما بردند و حرمت‌ رسول‌ الله(ص) را درون امر ما نگاه‌نداشتند.»

تعطيل‌ كار درون عاشورا

امام‌ رضا(ع) فرمودند: كسي‌ كه‌ درون روز عاشورا دست‌ از كسب‌ و كار بكشد؛ خداوند،حوايج‌ دنيا و آخرت‌ وي‌ را برآورد و كسي‌ كه‌ روز عاشورا درون ماتم‌ و عزا به‌ سر ببرد؛ خداوندمتعال‌ روز قيامت‌ را روز شادي‌ و سرور قرار دهد و با ديدار ما، درون بهشت‌، چشم‌ او را روشن‌گرداند ]و افزود[ كسي‌ كه‌ روز عاشورا را روز بركت‌ بنامد و به‌ عنوان‌ عيدي‌ چيزي‌ را به‌ منزل‌ببرد، خدا آن‌ را بر او مبارك‌ نگرداند و در قيامت‌ با يزيد و عبيدالله و عمر سعد محشور شودو درون «اسفل‌ السافلين‌» جهنم‌ درافتد.

دستور عملي‌ روز عاشورا

امام‌ باقر(ع) فرمودند: بر مؤمنان‌ لازم‌ است‌ روز عاشورا را درون ماتم‌ به‌ سر برند و به‌ يك‌ ديگر كه‌ رسيدندبگويند: «عَظّم‌َ اللهُ اُجُورَنا واُجُورَكُم‌ بمصابنا بالحسين‌ وجعلنا وايّاكم‌ من‌ الطّالبين‌ بثاره‌مع‌ وليّه‌ المـهدي‌ من‌ آل‌ محمّد». خداوندا! همـه‌ ما را از دوستداران‌ واقعي‌ آن‌ امام‌ شـهيد امر به‌ معروف‌ و نـهي‌ از منكردر دنيا و آخرت‌ قرار ده‌ و مارا از شفاعت‌ آن‌ امام‌ همام‌ محروم‌ مفرما.




[امام حسین (ع) و عاشورا - نسخه متنی متنی برای تولد پسرم در روز عاشورا]

نویسنده و منبع | تاریخ انتشار: Mon, 23 Apr 2018 02:08:00 +0000